محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

48

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

شنيد به عدم وصول تموج الهواء إليهم ، زيرا كه در اين صورت تموج هوا محصور در انبوبه است . دوم آنكه مرئى است كه هرگاه شخصى به مفاصلهء بعيده چيزى را به چيزى بزند ضربهء او بيشتر از سماع صورت او محسوس مىگردد . سوم آنكه اظهر است كه صوت همراه باد تميل مىكند چنانچه در صوت مؤذن كه بر مناره ايستاده باشد پيدا و روشن است كه مردمانى كه در جهت هبوب باداند آواز او را مىشنوند اگر چه دور باشند و كسانى كه در جهت مخالف‌اند نمىشنوند اگر چه قريب باشند . [ بيان فضل حس سمع بر حواس ديگر ] و بايد دانست كه حس سمع فاضل‌تر از همه حواس است بهر آنكه راه تعلم و دانش و تشرف به معرفت كه عين بينش است گوش است لهذا هر كه از مادر كر زايد سخن‌گوى نشود و ناقص ماند ، زيرا كه سخن تا مسموع نگردد در تلفظ نيايد ، پس فقدان سمع باعث بطلان كلام و اكثر مرام مىشود ، بخلاف ديگر حواس كه بطلان او موجب بطلان حاسه ديگر نمىتواند شد از آن است كه او را در ذكر مقدم داشته‌اند . فائده در بيان قوت بصر و آن قوتى است مودعه در تقاطع صليبى كه بين عصبتين مجوفتين واقع است و از شأن او است ادراك اضواء و الوان و اشكال . بايد دانست كه از غور مقدم دماغ بالاتر از افزونى كه مشابه به حلمتي الثدي است و شم بدان تعلق دارد و عصب رسته‌اند يكى از يمين و ديگر از يسار و عصبهء يمنى به سوى يسار فرود آمده است و عصبهء يسرى به سوى يمين نازل شده در آنجا كه برابر اقصى الأنف است به هم پيوسته‌اند بر سبيل تقاطع صليبى و از مجموع در اينجا يك خانه شده آنچه از يمنى آمده است به چشم يسرى رسيده است و آنچه از يسرى آمده است به چشم يمنى در آمده و موضع تقاطع محل نور است چه از هر دو چشم هر چيزى كه مرئى مىشود رائى همين نور است لهذا از دو چشم هر چيزى يكى مىنمايد و هرگاه به سببى در آن مجمع التوا افتد چنانچه در فضاى او اعوجاج واقع شود و يكخانه كه بود گويا دو خانه گردد احوليت عارض مىگردد لتكثر محل النور ، زيرا كه در اين صورت به واسطهء وقوع تفرقه در نور انثيت در مرئى متحقق مىشود و فعل هر چشم عليحده ثبوت مىيابد . تنبيه در تحقيق ابصار اطبا و حكما اطوار مختلف دارند بعضى به خروج شعاع رفته‌اند و بعضى به تكيف هوا و بعضى بالطباع شج بر جليديه . بالجمله تنقيح اين مبحث كما ينبغى از درك عقل بشر غير ممكن است لهذا به تطويل ذكر آن تسويد صفحهء بياض ننمود . فائده در بيان قوت شم و آن قوتى است مودعه در زائدتين كه در خيشوم روئيده‌اند شبيه به حلمتي الثدي و از شأن اين قوت است ادراك رائحه به اذن خالقها . [ در بيان اختلاف اطبا در كيفيت ادراك حس بويايى ] و در كيفيت ادراك اختلاف كرده‌اند ، حكماى جمهور برآنند كه ادراك روائح به اين طريق است كه هوا متكيّف به كيفيّت وى رائحه به آله شم مىرسد پس شامه آن را ادراك مىكند . و بعضى گويند كه ادراك مذكور بر سبيل تبخر و انفصال اجزاى ذى رائحه است نه به تكثيف هوا ، يعنى اجزاء صغار لطيف از ذى رائحه جدا مىشود و در هوائى كه بدان محيط است متشبّت مىگردد و چون به شامه ملاقى مىشود مدرك مىگردد . و در اين قول گفته‌اند كه اگر همچنان بودى در طول زمان نقصان در حجم ذى رائحه رو نمودى زيرا كه انفصال اجزاى شى موجب نقصان آن مىگردد در وزن حجم و حال آنكه قلبى از مسك مشموم مىشود به طول ازمنه مع تغير الأهوية بلا نقصان .